منطقه امن

 

من به لکه های پيرهنم می انديشم

 

 من به شرافت هایی می انديشم که بر باد رفتند ،

من به معشوق هايی می انديشم که به بيراهه رفتند،

من به ابتذال می انديشم  ،

من به اشک هايی می انديشم که زير پتو می بارند ،

من به چمدان هایی می انديشم که بسته می شوند  ،

من به آژانس هايی می انديشم که به فرودگاه می روند  ،

من به دروغ ،فريب و خيانت می انديشم  ،

من به زن هايی که بی صدا درد می کشند می انديشم  ،

من به ترک خوردن دل می انديشم  ،

من به سکوت ،انتظار و تاريکی می انديشم  ،

من به زن بودن وبه زن شدن می انديشم  ،

               من روز و شب به تو می انديشم و به زندگی بر باد رفته ام

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٢ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه